تبليغاتX
مژده و صادق

مژده و صادق

سلام مژده عزيز

مژده جان  من اين سايت را به تو تقديم مي كنم

يك هديه ناقابل  از  طرف  صادق به مژده

اميدورام خوشت بياد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1384ساعت 15:36  توسط صادق  | 

Blank
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1384ساعت 15:34  توسط صادق  | 

 

شور عشق

تا تو رفتي زبرم همه گفتند:

كه از دل برود هرآنكه از ديده برفت . ودرآن هنگام برغصه وناباوريم خنديدند

حال تو اي رفته . اگرباز نخواهي گشت.تاببيني كه هنوز يادگارتو

دراين تنگ بلورماهيسرخ تو هنوز زنده هست

كاهش يك لحظه سرود غم واندوه مرا مي شنيدي كه چه ها برمن آواره گذشت

تا بداني:

از دل نرود هر كه از ديده برفت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1384ساعت 15:31  توسط صادق  | 

تقديم براي تو

  براي تو مي نويسم زيرا خود را از تو و تو را از خود گسيخته نمي دانم. وتو را هر روز به خود نزديك تر

احساس مي كنم. با تو همدردم با تو همزادم و با تو همنفسم

اگر لبخند بزني مرا شاد مي كني.هيچ كس جز خداي عليم نمي داند كه تا چه حد دوستت دارم.

هيچ گاه خود را از تو جدا نخواسته ام و اگر اين جدايي باشد مرگ را بر اين جدايي ترجيح مي دهم.

غم من از غم تو و نشاط من از نشاط تو و زندگي من از زندگي تو مايه مي گيرد.

اين حقيقت افسانه نما را باور كن.

كه خود را تا ابد با تو خواهم دانست.فراموشت نمي كنم و تو نيز فراموشم مكن.

 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1384ساعت 15:27  توسط صادق  |